این وب سایت دارای مطالبی در مورد دخانیات و ادوات وابسته می باشد و طبق قوانین جمهوری اسلامی ایران بازدیدکننده باید بالای 18 سال باشند

موسیقی های انجمن پیپ

این مورد را ارزیابی کنید
(4 رای‌ها)

پاییز رسید...

پاییز رسید و
تلخی نبودن هایت در کامم ته نشین شد...
تونیستی تا چشمان منتظرم و حال پُر اضطرابم را ببینی...
من سراسر فریادم..
کلمات در گلویم راه گم کرده اند......
در تمام کافه های لعنتی تهران
تلخ ترین قهوه ها را با خاطرات شیرینت سَر می کشم...
بر شانه های ترک خورده تنهای ام سَر میگذارم و
عشق را واگویه می کنم...
پاییز به مهرش می نازد
و مــن
به تویی که ندارمت...
میدانی
تفاوت من و پاییز چیست؟؟؟
هر دو رنگ باخته ایم...
او از مهر
و مــن
از بـــی مـــهــری...
ماسترو رحیمی عزیز به دادم برس که این پاییز بدون توتون ها و پیپ های پاسارگادتاباکی ات برایم پاییز نمی شود...
پدر پیپ ایران برایم یک پیپ از غمگین ترین متریال بساز که عجیب به جادوی دستانت محتاجم...
این برایرهای ایتالیایی...بهتر از نیمه ی گم شده ام .. زبانم را می فهمند ...

رونمایی از قطعه موسیقی زیبای
هرکول انجمن
در وصف ماسترو رحیمی
با نام پاییز رسید
پاسارگادتاباك وكافه آرتين
انجمن پيپ ايران

قطعه پاییز پاسارگاد تاباک

 


در امتداد مرداد...

مرداد،آهنگی است که مجبوری گوشش بدهی تا برسی به آهنگ مورد علاقه ات...
بچه دوم خانواده است،نه به عزیزی بچه اول است و نه به دردانگی آخری...

مرداد فقط مرداد است،همانقدر تنها و همانقدر نادیده گرفتنی...
مرداد عشق اول نیست که از یاد نرفتنی باشد،عشق آخر هم نیست که ماندگار باشد،عشق دوم است و همانقدر ندیدنش راحت...
همانقدر دوست نداشتنش ممکن....

مُرداد مَرد پُر دردی ست
با شانه های خمیده با پیراهنِ چهارخانه ای
لابه لای همین چهار ضلعیها گُم شده است...

که فقط بوی پیپ های پاسارگادتاباکی اش
دردِ دوری یار را تسلاست...

مرداد شکست ‌خورده ی این داستان
ته‌نشین‌شده در  قهوه و شب

هنر هركول انجمن پيپ ايران

 


قطعه موسیقی اردیبعشق

مینویسند اردیبهشت...
میخوانم #اردیبعشق...
مگر میشود بهارنارنج باشد
عطر شکوفه در کوچه پس کوچه ها باشد و توبا یک #پیپ برلبانت،غرق در رویا نشوی؟
مگر میشود با این همه زیبایی اردیبهشت را #اردیبعشق نخواند ؟...
لبخند #اردیبعشق روی لب های توست، توکه میخندی برایم زمین ،چیزی از بهشت کم ندارد...
اصلأ ذات بهار تغییر و تازگیست، وقتش رسیده #پیپ هایی را که مدت هاست پابه پای لحظه های دلتنگیم که با من سوختند را تازه کنم...
باید همین روزها #پیپ های خسته ام را بسپارم به #پدرپیپ_ایران #ماسترورحیمی عزیز،
تا با دستهای با تجربه اش خستگی زمستان را از تن #پیپ هایم بیرون بیاورد و با همان تبسم #معلم گونه همیشه بر لبانش به من انرژی بدهد و تجربه ی سالیان خود را بدون هیچ چشم داشتی در اختیارم بگزارد...
بوی اردیبهشت می آید در این حوالی...بوی لوس ترین دختر بهار...که لای موهای فرخورده ی خرمایی رنگش عطر شکوفه های گیلاس است و از چشمهای سبزش شیطنت میبارد...خلاصه که آب و جارو کنید راه را برایش...این دخترک لوس بهاری دلش به نازکی شیشه و قهرش به سختی صخره هاست...
شاید حوا دلش بهانه ی بهشت را گرفته بود و آدم دستش خالی بود که خدا اردیبهشت را آفرید ، خدا #اردیبعشق را آفرید ...
تشکر از هرکول انجمن پیپ
پاسارگادتاباك وكافه آرتين

 

 

قطعه موسیقی اردیبعشق


 

رونمايی از موزيك جديد پدر پيپ ايران

 

 

رونمایی از قطعه  سلام تابستان!
فصلِ خوبِ خاطره انگیزِ من ؛
نفسِ گرمِ تو را دوست دارم ،
بویِ فراغت می دهد ...
بادهایِ لطیف و ملایمِ بعد از ظهرت ؛
مرا یادِ بازی و شیطنتِ کودکی ام می اندازد ...
یادِ روزهایی که آمدنت ؛
پایانِ درس و مشغله ها بود ...
تو بخشنده ترین فصلِ سالی ...
دستانت پر است از میوه هایِ آبدار و رنگارنگ ،
نامِ تو تداعیِ کوچه هایی شلوغ
و هیاهویِ کودکانِ بازیگوش است ...
تو هر چقدر هم که گرم و طاقت سوز باشی ؛
من به حرمتِ لبخندِ کودکی ام ؛
تو را دوست دارم ...
آغوشِ آرام و بی دغدغه ات ؛
جان می دهد برایِ سفر ...
.
.
.
اصلأ # تابستان فصل سفر است...  تابستان فصل  توتون های ناب  ویریجینیاست...
بهتر است جملاتم را به بلوغ برسانم...
 تابستان فصل توتون های ناب ویرجینیای  ماسترو رحیمی عزیز است...
 تابستان فصل سفر است... سفر به سرزمین  پاسارگادتاباک...
سفر به دنیای ناشناخته ی سیگار برگ ها ...
سفر به کشت زارهای  قهوه ...
سفر به  عاشقانه های زیپو...
و درنهایت...
سفر به سرزمین  پدر پیپ ایران ...

#mastrorahimi

موسیقی پاسارگاد تاباک

 

 

خواندن 4384 دفعه آخرین ویرایش در دوشنبه, 01 مهر 1398 09:14
محتوای بیشتر در این بخش: ماسترو رحیمی »